زورق خیال
دست نوشته و غمنامه های من
عشق یعنی لرزش دست و صدا عشق یعنی همنشینی با خدا عشق یعنی عاشقی را از ازل عشق یعنی پاک ماندن تا ابد عشق یعنی تا ابد دلدادگی عشق یعنی تا همیشه سادگی زورق خیالم در دریای پریشانی غوطه ور است در برزخی از امید و ناامیدی ای همه امید ای همه دلخوشی بگو که این برزخ را پایانی خوش است دل من به دنبال راهی به سوی دنیای صداقت می گردد عطر آن را گاهی در نگاهی در لبخندی حس می کنم از روزنه ای گاه سو سو می زند من می خواهم مهربانی را بخش کنم و محبت را هجی کاش می شد عشق را ایثار کرد کاش می شد معرفت را معنا کرد همه دنبال واژهایی هستیم که مجموع همه خواسته هاست اری او خداست من به دنبال خدا می گردم می گویند: برای خریدن عشق هر کس هر چه داشت آورد،
دیوانه هیچ نداشت گریست( گمان کردند چون هیچ ندارد میگرید). اما هیچ کس ندانست که قیمت عشق اشک است و
قیمت اشک عشق باید به تماشای ندیدن برسی بی بال به اوج پر کشیدن برسی رازیست میان جاده و مرد سفر از خود بگذر تا به رسیدن برسی تو می سوزانی دلم را زندگیم را فریادی در گلو دارم دلم میخواهد انقدر فریاد بزنم شاید که این زخم کهنه سر باز زند یا من دست از این دنیای تلخ بکشم یا تو بیدار شوی از این خواب غفلت خدایا کمی هوای تازه می خواهم خدایا کمی باران که بشوید این جانم را روحم را خدایا صدایم را می شنوی سلام دوستای خوبم فقط به احترام نظراتون و لطفی که نسبت به من دارید قالب وبلاگم رو عوض کردم وگرنه من قالب مشکی رو بیشتر دوست داشتم توی تاریکی مطلق خنده هام به رنگ شب بود من ستاره ای نداشتم خورشیدم یه نور محدود انگاری خدا نمی خواست من دوباره جون بگیرم ای خدا منو نگاه کن بی ستاره گوشه گیرم
پاهایم یاری رفتن ندارد
دلواپس ازخودخوری روزهای اتی
می ترسم
باور ندارم
صد ای زنگ تلفن قلبم را می لرزاند
تا مقصد نیمه راه را ذکر شفا
و نیمی دیگر را سوره فاتحه الکتاب می خوانم
وقت رفتنش در کنارش نیستم
دلم طاقت دیدن ندارد
اخر هنوز سوز نگاهش
جانم را می سوزاند
هنوز چشمان اشک الودش
بغض تنهاییم را ازاد می کند
پدر کاش می توانستی حرفهای نگفته چندین ساله ات را با من در میان بگذاری
هنوز دلم برایت تنگ می شود
هنوز پشت بام خانه و عطر گلهایت
قلبم را می فشارد
هنوز بغض رفنت را دارم
سالروز رفتنت به دیدارم بیا
شاید کمی دلم ارام گیرد
| قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت |


