تبليغاتX
زورق خیال -


زورق خیال

دست نوشته و غمنامه های من

چراغی بر دست که روشنایی راهم باشد

پنجره ای است آنسو

شاید در پس آن پنجره راهیست

که مرا می رساند به ان درخت سیبی که بوی زندگی می دهد

و آن شکوفه های گیلاس که عطر حضورت را به جانم می ریزد

و ناگهان دلم خدایی می شود

نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 11:39 توسط ف.ج| |


قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت