دست نوشته و غمنامه های من چراغی بر دست که روشنایی راهم باشدپنجره ای است آنسو شاید در پس آن پنجره راهیست که مرا می رساند به ان درخت سیبی که بوی زندگی می دهدو آن شکوفه های گیلاس که عطر حضورت را به جانم می ریزدو ناگهان دلم خدایی می شود نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 11:39 توسط ف.ج| |
چراغی بر دست که روشنایی راهم باشدپنجره ای است آنسو شاید در پس آن پنجره راهیست که مرا می رساند به ان درخت سیبی که بوی زندگی می دهدو آن شکوفه های گیلاس که عطر حضورت را به جانم می ریزدو ناگهان دلم خدایی می شود نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 11:39 توسط ف.ج| |
پنجره ای است آنسو
شاید در پس آن پنجره راهیست
که مرا می رساند به ان درخت سیبی که بوی زندگی می دهد
و آن شکوفه های گیلاس که عطر حضورت را به جانم می ریزد
و ناگهان دلم خدایی می شود
جدیدترین قالبهای بلاگفا
جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ
بهترین و جدیدترین کد های جاوا
انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس