زورق خیال
دست نوشته و غمنامه های من
ابری سرگردان در اسمان آسمانی که میگویند پاک و آبیست ولی گویا او هم راه نفوذی پیدا کرده است گاه از سوز تند باد حوادث گریان گاه از سرما و برودت برفی می شود گاه انقدر محو در عشق است که قطره ای بر آبی دریا می شود اما همیشه یک چیز باقی است او تنهاست و سرگردان عاقبت عاشق معبود تنها ، می شود
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت
11:50 توسط ف.ج| |
| قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت |


